سه روز از اظهارات وزیر دفاع پاکستان درباره جنگ افغانستان در برابر شوروی میگذرد؛ اظهاراتی که در آن، روایت «جهاد» زیر سؤال رفت و نقش اسلامآباد در آن جنگها سیاسی و ابزاری توصیف شد. اما آنچه بیش از خود این سخنان تکاندهنده است، سکوت معنادار رهبران جهادی افغانستان در برابر آن است.
کسانی که سالها از «جهاد» بهعنوان مقدسترین سرمایه سیاسی و تاریخی خود یاد میکردند، امروز در برابر بازنویسی همان روایت خاموش ماندهاند. اگر آن جنگ، جهاد بود، چرا از آن دفاع نمیکنند؟ و اگر نبود، چرا دههها آن را محور مشروعیت سیاسی و اخلاقی خود ساختند؟
اظهارات مقام پاکستانی تنها یک تحلیل تاریخی نیست؛ این سخنان در واقع بازتعریف رسمی نقشی است که پاکستان در جنگ افغانستان ایفا کرد. اعتراف به سیاسیبودن آن جنگ، پرسشهای جدی درباره استقلال تصمیمگیری رهبران وقت افغانستان ایجاد میکند. سکوت امروز آنان، این پرسش را تقویت میکند که آیا آنها پاسخی برای افکار عمومی ندارند یا ترجیح میدهند گذشته را به فراموشی بسپارند؟
مردم افغانستان هزینه آن جنگ را با جان، آوارگی و ویرانی پرداخت کردند. اکنون که یکی از بازیگران اصلی آن دوران روایت دیگری ارائه میدهد، انتظار میرود مدعیان «جهاد» نیز موضعی روشن و شفاف اتخاذ کنند. تاریخ را نمیتوان با سکوت مدیریت کرد.



