مقالهای از سخی بیراملی
افغانستان در سالهای اخیر با یکی از پیچیدهترین بحرانهای تاریخ معاصر خود مواجه بوده است؛ بحرانی که ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و انسانی را همزمان تحت تأثیر قرار داده و ساختارهای اساسی دولت و جامعه را تضعیف کرده است. فروپاشی دورهِ نظام های پیشین، محدودیتهای گسترده بر حقوق و آزادیهای مدنی، افزایش فقر و بیثباتی، چشم انداز آینده کشور را با ابهامات جدی روبه رو ساخته است. در چنین شرایطی، جستجوی راه حلهای عملی و پایدار، بیش از هر زمان دیگر ضرورت یافته است. تجربه تلخ گذشته حد اقل پنجاه سال اخیر نشان میدهد که رویکردهای تک بُعدی یا انحصارگرایانه نه تنها اینکه نمیتواند بحران موجود اینکشور را حل کند بلکه به تعمیق شکافها دامن میزند.
با این حال، جامعه افغانستان، با وجود این همه چالشها، نشانههایی از پویایی و مقاومت مدنی را به نمایش گذاشته است. زنان و نسلهای نو، علیرغم محدودیتها و فشارهای موجود، با تلاشهای خستگیناپذیر خود در عرصه آموزش، مشارکت اجتماعی و حفظ ارزشهای مدنی، نقش الهام بخشی در شکل دهی روایات آینده کشور ایفا میکنند. این ظرفیتهای انسانی و اجتماعی، میتوانند پایه برای تحقق راهحلهای بلندمدت و پایدار باشند. همچنین، در این اواخر کارشناسان و صاحب نظران بدون وابستگی رسمی به جریانهای سیاسی، با ارائه دیدگاههای مستقل و تخصصی، تلاش دارند تا زمینههای گفت و گوی سازنده و کاهش شکافهای سیاسی را فراهم سازند.
این چهار گزینه میتواند در حل بحران کنونی افغانستان مفید واقع شود.
گزینه اول: گفتمان همه شمول و صادقانه
ایجاد یک گفتمان فراگیر و صادقانه میان تمامی جناحها و طرفهای ذیدخل، نخستین گام برای عبور از بحران است. این گفتمان باید بهگونه واقعی زمینه مشارکت مردم و نمایندگان گروههای مختلف، بهویژه زنان و جوانان، را فراهم سازد. بدون چنین گفتوگویی، هیچ روند سیاسی نمیتواند مشروعیت کافی داشته باشد و مسیر ثبات و توسعه بهطور واقعی هموار نخواهد شد.
گزینه دوم: تثبیت چالشهای بنیادین از طریق گفتمانهای ملی
شناسایی دقیق و اولویت بندی چالشهای اصلی کشور از طریق گفتوگوهای ملی و بومی، گزینه دوم برای عبور از بحران است. این فرآیند، به درکِ مشترک از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کمک میکند و زمینهِ برای برنامه ریزی واقع بینانه ایجاد میکند. نقش نسلهای نو و زنان در این فرآیند بسیار کلیدی است؛ آنان با دیدگاههای نو و تجارب بروز شده اجتماعی خود میتوانند تحلیلهای جامع و کاربردی در این زمینه ارایه دهند.
گزینه سوم: شکلدهی یک روایت مشترک ملی
عدم وجود یک روایت مشترک، یکی از مهمترین موانع ثبات در افغانستان است. بر این اساس ایجاد یک روایت ملی قابل پذیرش برای اکثریت جامعه نه تنها اینکه یک ضرورت بل یک واقعیت است. این روایت باید نقاط اشتراک میان گروهها و جریانهای مختلف را برجسته سازد و صدای زنان و نسلهای نو را بهعنوان حاملان ارزشهای نوین در بر گیرد. چنین روایتی میتواند به کاهش تنشها و تقویت انسجام ملی کمک کند.
گزینه چهارم: تشکیل یک گروه متخصص و اجرایی برای ادامه گفتگو ها
تشکیل یک گروپ متخصص برای تعقیب تصامیم به مدت دو سال، به عنوان گزینه چهارم، بستر اجرای برنامههای مشترک و همه شمول را فراهم میکند. این هییت میتواند با مشارکت جریانهای مختلف، در صورت نیاز تصامیم را بازسازی و اعتماد عمومی را تقویت کند. حضور فعال زنان و نسلهای جوان در ساختارهای تصمیمگیری، تضمینکننده عدالت و موفقیت این فرآیند خواهد بود. در صورت نیاز، ایجاد ساختارهای موازی یا «دولت در سایه» در بیرون از کشور نیز میتواند به هماهنگی بیشتر کمک نماید.
در کُل، عبور از بحران کنونی افغانستان مستلزم اتخاذ رویکردی جامع، مشارکتی و واقع بینانه است؛ رویکردی که گفتوگو، تفاهم ملی و بهرهگیری مؤثر از ظرفیتهای تمامی اقشار جامعه، بهویژه زنان و نسلهای نو را محور قرار دهد. تنها با چنین رویکردی میتوان مسیر رسیدن به یک افغانستان باثبات، فراگیر و مردممحور را هموار ساخت.



