سعید خوستی، مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، در واکنش به کارزار «من افغان نیستم» با انتشار اظهاراتی این حرکت را مورد انتقاد قرار داد و گفت که برایش «جالب» است وقتی میبیند شماری از شهروندان افغانستان از هویت افغان بودن انکار میکنند، در حالی که به گفته او، بسیاری از خارجیها علاقهمند هستند تابعیت افغانستان را به دست آورند.
او با اشاره تلویحی به بحثهای هویتی اخیر در شبکههای اجتماعی افزود که افغان بودن یک واقعیت تاریخی و ملی است و انکار آن، به باور او، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شکافهای اجتماعی را عمیقتر میسازد. خوستی تأکید کرد که هویت ملی باید عامل همگرایی باشد، نه ابزار جدایی و تقابل.
در مقابل، حامیان کارزار «من افغان نیستم» میگویند هدف آنان انکار تعلق جغرافیایی به افغانستان نیست، بلکه اعتراض به تحمیل یک هویت قومی خاص بر همه باشندگان کشور است. به گفته آنان، واژه «افغان» در عمل به یک مفهوم سیاسی و قومی تقلیل یافته و دیگر بازتابدهنده تنوع قومی، زبانی و فرهنگی افغانستان نیست. این گروه تأکید میکنند که خواستشان بهرسمیتشناختن هویتهای متکثر از جمله تاجیک، هزاره، اوزبیک و دیگر اقوام است.
برخی از فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی که از این کارزار حمایت میکنند، میگویند سیاستهای طالبان، از جمله حذف زبانهای غیرپشتو از ساختارهای رسمی و محدودسازی نمادهای فرهنگی اقوام مختلف، باعث شده احساس بیهویتی و حذف در میان بخش بزرگی از جامعه تشدید شود. به باور آنان، این کارزار واکنشی مدنی به حاکمیتی است که تنوع را برنمیتابد.
در سوی دیگر، مخالفان این کارزار، از جمله شماری از چهرههای نزدیک به طالبان، آن را حرکتی «تفرقهافکنانه» و مغایر با منافع ملی میدانند. آنان معتقدند که طرح چنین مباحثی در شرایط کنونی، به انسجام اجتماعی آسیب میزند و به گفتهشان، میتواند به ابزار سوءاستفاده سیاسی در داخل و خارج از کشور تبدیل شود.
همزمان، شماری از ناظران مستقل میگویند گسترش این بحثها نشاندهنده بحران عمیق هویت ملی در افغانستان است؛ بحرانی که ریشه در تاریخ، سیاستهای تبعیضآمیز و ناکامی حکومتهای مختلف در ایجاد یک هویت فراگیر و مبتنی بر برابری دارد. به باور آنان، تا زمانی که گفتوگوی باز و فراگیر درباره هویت، شهروندی برابر و حقوق اقوام شکل نگیرد، چنین کارزارهایی همچنان ادامه خواهد یافت و واکنشهای موافق و مخالف را برخواهد انگیخت.



